

دسترسی به مغز انسان برای انجام آزمایش، کار سادهای نیست. به عنوان دانشمند علوم اعصاب دو راه عمده مقابل ما قرار دارد: اگر بخواهیم به جزئیات زیادی درباره ساختار مغز دست پیدا کنیم؛ ناچاریم به سراغ سلولها یا قطعات بافتی مغز مرده برویم. اما اگر مطالعهی مغز زنده برایمان اهمیت دارد؛ میتوانیم با کمک تکنیکهایی با دقت کمتر، به مطالعه ویژگی های مغز زنده بپردازیم. در چند دهه اخیر، مسیر سومی مقابل ما قرار گرفته است: پرورش سلولهای مغزی در محیط آزمایشگاه.
به شکل بالا دقت کنید. ساختاری که مقابلتان مانند یک گوی قرمز رنگ قرار گرفته، اصطلاحا یک جسم جنینی است. به کمک مولکولهای شیمیایی مناسب، امروز در آزمایشگاهها میتوانیم سلولهای بنیادی (سلولهایی با قابلیت تبدیل به انواع سلولهای تخصصی) را به سمت تبدیل شدن به نورون و ایجاد شبکه عصبی هدایت کنیم. در تصویر بالا سلولهای بنیادی با رنگ قرمز و نورونها با رنگ سبز مشخص شدهاند. محققان دانشگاه نیوکسل، این جسم جنینی را از سلولهای بنیادی موش در حدود یک هفته ایجاد کردهاند.
نورونها در کنار یکدیگر، در مقایسه با یک نورون منفرد، رفتار طبیعیتری دارند. بنابراین کشت نورونها در کنار هم، ابزار مناسبتری برای مطالعه تکوین یا مدلسازی اختلالات و بیماریها در اختیار ما قرار میدهد. خوشبختانه دانشمندان امروز توانستند نورونها و نوروگلیاهایی چون آستروسیت را در اجسام جنینی ایجاد کنند. پرورش این سلولها در آزمایشگاه، امید ما را برای دستیابی به راههایی برای ترمیم بافت عصبی بیشتر میکند. با دستیابی به چنین ابزاری، به طور مثال میتوان ناشنوایی را درمان کرد.