ارتباط بین دیامتی و تجربیات نزدیک به مرگ در انسانها
مقدمهای بر دیامتی و تجربیات نزدیک به مرگ
تجربیات نزدیک به مرگ (NDEs) – آن اپیزودهای زنده و واضح از «دیدن نور»، احساس آرامش، یا مواجهه با موجودات در هنگام نزدیک شدن به مرگ – توجه دانشمندان و عموم مردم را به خود جلب کرده است. دیمتیلتریپتامین (DMT) یک مولکول روانگردان قدرتمند است که به طور طبیعی در مغز انسان یافت میشود. دهههاست که برخی محققان این پرسش را مطرح کردهاند که آیا افزایش ناگهانی دیامتی درونزاد در هنگام خاموش شدن مغز میتواند عامل اصلی تجربیات نزدیک به مرگ باشد.
مطالعات اخیر شروع به آزمایش این ایده کردهاند، با مقایسه محتوای سفرهای دیامتی با تجربیات واقعی نزدیک به مرگ و بررسی دیامتی در مغزهای در حال مرگ. تصویر در حال ظهور، جذاب اما پیچیده است: دیامتی میتواند شبیهسازی بسیاری از جنبههای یک تجربه نزدیک به مرگ کند، اما تفاوتهای مهم و فقدان شواهد مستقیم، بحث را همچنان باز نگه داشته است.
شباهتهای دیامتی و تجربیات نزدیک به مرگ
در محیطهای آزمایشگاهی، دیامتی تجربیاتی را ایجاد میکند که به طور شگفتانگیزی یادآور تجربیات کلاسیک نزدیک به مرگ هستند. افرادی که دوز بالای دیامتی دریافت کردهاند، اغلب گزارش میدهند که احساس کردهاند بدن خود را ترک کردهاند، از طریق تونلهایی به سمت نورهای درخشان حرکت کردهاند، و با موجودات هوشمند در قلمروهای دیگر ملاقات کردهاند. این مضامین – آرامش، دیدگاه خارج از بدن، مرور پانورامیک زندگی – از ویژگیهای بارز تجربیات گزارششده نزدیک به مرگ هستند.
در یک مطالعه کنترلشده، داوطلبان دیامتی یا دارونما استنشاق کردند و سپس پرسشنامه استاندارد تجربه نزدیک به مرگ را پر کردند. شرایط دیامتی منجر به جهش چشمگیر در هر معیار مرتبط با پدیدهشناسی تجربه نزدیک به مرگ در مقایسه با دارونما شد (منبع). به عبارت دیگر، به طور متوسط، سفرهای دیامتی در مقیاسهای تجربه نزدیک به مرگ امتیاز بسیار بالاتری نسبت به دارونما کسب کردند، و الگوی نتایج تقریباً با بازماندگان واقعی تجربه نزدیک به مرگ غیرقابل تمایز بود.
شواهد نوروشیمیایی دیامتی
از منظر علوم اعصاب، محققان به دنبال شواهدی از افزایش دیامتی در زمان مرگ یا سطوح آن در مغز بودهاند. مشخص شده است که حیوانات (و انسانها) به طور طبیعی دیامتی تولید میکنند، هرچند در مقادیر بسیار ناچیز. برای مثال، در جوندگان، اندازهگیریهای پیشرفته نشان میدهد که دیامتی در بافتهای مغزی در سطحی قابل مقایسه با سایر انتقالدهندههای عصبی وجود دارد (منبع).
در یک آزمایش برجسته، دین و همکاران (۲۰۱۹) نشان دادند که در موشها، ایست قلبی القایی باعث افزایش غلظت دیامتی در مغز شد (منبع). این نشان میدهد که ممکن است مغز در حال مرگ با دیامتی پر شود.
چالشها و انتقادات
با وجود این سرنخهای جذاب، شکاکان اشاره میکنند که شواهد مبنی بر اینکه دیامتی باعث تجربیات واقعی نزدیک به مرگ میشود، همچنان اثبات نشده است. نوروبیولوژیست دیوید نیکولز (۲۰۱۸) شواهد مربوط به غده پینهآل و دیامتی را بررسی کرد و نتیجه گرفت که مقادیر ناچیز شناساییشده بسیار کم هستند تا بتوانند رویاهای روانگردان کامل را توضیح دهند (منبع).
اگر دیامتی عامل کلیدی بود، چرا برخی از افراد تحت آرامبخشی عمیق یا با بیهوشی لحظهای هنوز خاطرات غنی از تجربه نزدیک به مرگ دارند؟ این مشاهدات نشان میدهد که در حالی که دیامتی ممکن است نقشی ایفا کند، کل داستان نیست.
مقایسه کیفی و تفاوتها
مقایسه کیفی صدها گزارش تجربه نزدیک به مرگ و دیامتی، هم خویشاوندی و هم تفاوتهای آنها را برجسته میکند. تحلیل موضوعی اخیر توسط مایکل و همکاران (۲۰۲۵) نشان داد که بسیاری از مضامین «کانونی» تجربه نزدیک به مرگ – فراتر رفتن از بدن، تجربه تونل، دیدار با موجودات نورانی، احساس مرگ – در سفرهای دیامتی ظاهر میشوند (منبع).
با این حال، دیامتی تصاویر «کالیودوسکوپیک، فرازمینی» بسیار پرزرق و برقتری نسبت به گزارشهای بیماران نزدیک به مرگ ارائه میدهد (منبع).
نتیجهگیری: یک پرسش باز
ادبیات علمی تصویری ظریف را به تصویر میکشد. دیامتی میتواند به طور واضح بسیاری از جنبههای یک سفر نزدیک به مرگ را شبیهسازی کند، اما توضیح قطعی نیست. اگر مطالعات آینده بتوانند شیمی مغز را در طول رویدادهای پزشکی شدید اندازهگیری کنند، ممکن است به پاسخ نزدیکتر شویم.
آنچه واضح است این است که هم تحقیقات روانگردان و هم مطالعات نزدیک به مرگ در حال روشن کردن راز عمیق هوشیاری انسان هستند.
منابع
- Borjigin, J., Lee, U., Liu, T., Pal, D., Huff, S., Klarr, D., Mashour, G. A., & van Boxtel, J. J. A. (2013). Surge of neurophysiological coherence and connectivity in the dying brain. Proceedings of the National Academy of Sciences of the USA, 110(35), 14432–14437. https://doi.org/10.1073/pnas.1308285110
- Chaves, C., dos Santos, R. G., Dursun, S. M., Tusconi, M., Carta, M. G., Brietzke, E., & Hallak, J. E. C. (2024). Why N,N-dimethyltryptamine matters: Unique features and therapeutic potential beyond classical psychedelics. Frontiers in Psychiatry, 15, 1485337. https://doi.org/10.3389/fpsyt.2024.1485337
- Dean, J. G., Liu, T., Huff, S., Sheler, B., Barker, S. A., Strassman, R. J., Wang, M. M., & Borjigin, J. (2019). Biosynthesis and extracellular concentrations of N,N-dimethyltryptamine (DMT) in mammalian brain. Scientific Reports, 9, 9333. https://doi.org/10.1038/s41598-019-45812-w
- Greyson, B. G., Kelly, E. F., & Dunseath, W. J. (2017). Surge of neurophysiological activity in the dying brain [Letter]. Proceedings of the National Academy of Sciences, 114(48), E10440–E10441. https://doi.org/10.1073/pnas.1316937110
- Michael, P., Luke, D., & Robinson, O. (2025). An encounter with death: A comparative thematic and content analysis of naturalistic DMT experiences and the near-death experience. Frontiers in Psychology, 16, 1532937. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2025.1532937
- Nichols, D. E. (2018). N,N-dimethyltryptamine and the pineal gland: Separating fact from myth. Journal of Psychopharmacology, 32(1), 30–36. https://doi.org/10.1177/0269881117736919
- Timmermann, C., Roseman, L., Williams, L., Erritzoe, D., Martial, C., Cassol, H., Laureys, S., Nutt, D., & Carhart-Harris, R. (2018). DMT models the near-death experience. Frontiers in Psychology, 9, 1424. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2018.01424




